احرار: با درگذشت هر هنرمندي بخشي از تاريخ فرهنگ و هويت هر جامعه به خاطره ها مي پيوندد.
مهرداد خوشکار مقدم،_ هنرمند دغدغه مند است و هميشه حرص و جوش شرايط را مي خورد… امير حجازي اما سرآمد هنرمندان هميشه معترض به وضع موجود در عرصه هنرهاي نمايشي آذربايجان شرقي بود
او با تمام ضعف و قوت هايش در اعلاي تئاتر آذربايجان کوشيد و با نمايش شاه اسماعيل در اوج دعوت حق را لبيک گفت.
Advertise
عشق اکبر رادي را داشت… او که ? متن از نوشتههاي مرحوم اکبر رادي را در تبريز روي صحنه برده بود مي گفت: استاد اکبر رادي به من که يک جوان شهرستاني بودم، اعتماد کرد و اجازه داد آثارش را اجرا کنم و تا امروز بعد از آقاي مرزبان من بيشترين آثار ايشان را اجرا کردهام. براي نمايش «پايين گذر سقاخونه» ايشان به تبريز آمد و اجرا را خيلي پسنديد.
به ياد و خاطره ي بعد از خود فکر مي کرد… به شوخي مي گفت: مهرداد… روزي هم مي شود نام يکي از سالن هاي تئاتر شهر را به نام امير حجازي بزنند…؟!
اعتقاد داشت “هنرمند بايد اتيکت داشته باشد” و خودش يکي از با اتيکت ترين هنرمندان اين شهر محسوب مي شد…
مي گفت: اهالي تئاتر با عشق و علاقه تلاش ميکنند تا با امکانات موجود چراغ تئاتر تبريز روشن بماند؛ اميدواريم بودجه فرهنگي آذربايجان شرقي افزايش پيدا کند تا هنرمندان بتوانند با آرامش بيشتري فعاليت کنند.
اطمينان دارم فوت زودهنگام اش ناشي از استرس ها و فشارها و دلمشغولي هاي بي پايانش از شرايط روزگار بود و نامهرباني هايي که در اين سرزمين بر هنرمندان مي رود…
تمام دغدغه هاي وي براي هنر تئاتر تبريز را مي توان در اين بخش از مصاحبه اش با قدس آنلاين در تاريخ ?? آبان ?? مشاهده کرد:
“آدم عاشق هر بلايي سرش بيايد مجبور است صدايش در نيايد. از عاشقي بچههاي تئاتر سواستفاده کردهاند. تحت هر شرايطي عاشق بدبخت گفته است نور نداريد اشکال ندارد.
پول نداريد، اشکال ندارد. کمي قهر کرده برگشته، چون دل ميتپد. بيصاحبي براي تبريز است، تبريزي که بزرگ بود. مهجور مانده چون صاحب نداشته است. نه مديرکل درست و حسابي داشته است و نمايندگان توجه کردهاند.
نماينده از وزير نخواستند يک مدير شش دنگ انتخاب کنند. مديرکل هم فراستي نداشته از نمايندگان چيزهاي لازم را نخواستهاند. متاسفانه سالني در خور تبريز نداريم.
سالن تئاتر شهر که يادگار است، بايد اکنون موزه باشد، نه اينکه تماشاچي از لرزش ناشي از حرکت اتوبوس وحشت کند. من سال گذشته در مراسم افتتاح نمايشم با صراحت و عتاب به استاندار و معاون عمراني گفتم که کاش در ميان جمعيت بودند تا بعد از حرکت اتوبوس ترس تماشاگر را ميديدند و خودشان هم بترسند و بفهمند.”
روحش شاد و يادش گرامي