1405/04/31 - 12 : 2
کد خبر: 87794
تبريز در سوگ ريحانه کربلا/شبي که شعر آييني با اشک درآميخت
صداي شعر که در شبستان امامزاده سيدحمزه تبريز پيچيد، ديگر کسي تنها شنونده يک محفل ادبي نبود. هر بيت، دري به خرابه شام مي‌گشود و هر مرثيه، روايتي از دختري سه‌ساله را زنده مي‌کرد که قرن‌هاست نامش با مظلوميت گره خورده است.

دومين کنگره سراسري شعر و مرثيه حضرت رقيه(س) با عنوان «ريحانه‌الحسين»، شبي بود که شعر، اشک و خاطره در کنار هم نشستند؛ شبي که جاي خالي رهبر شهيد، بيش از هر زمان ديگري احساس مي‌شد. 

 

نورهاي شبستان امامزاده سيدحمزه تبريز آرام بود. ميهمانان و شاعران آييني از شهرهاي مختلف کشور، کنار هم مي‌نشستند. هنوز برنامه آغاز نشده بود که نگاه بسياري، ناخودآگاه به نخستين دوره اين کنگره بازمي‌گشت؛ به سال گذشته و به چهره‌هايي که امروز ديگر در ميان اهل شعر و ادب نيستند. 

 

نام رهبر شهيد که به ميان آمد، سکوتي کوتاه بر فضا نشست. مردي که ذوق ادبي و انس ديرينه‌اش با شعر، همواره براي شاعران آييني مايه دلگرمي بود، اين بار تنها در خاطره‌ها حضور داشت؛ حضوري که در طول مراسم بارها با شعر و يادآوري ديدارهاي قديمي، زنده شد. 

 

نخستين شاعري که پشت تريبون قرار گرفت، بلال کمالي بود؛ شاعري که سال‌ها پيش در روزگار جواني، افتخار شعرخواني در محضر رهبر را تجربه کرده بود. امروز اما با چهره‌اي پخته‌تر و تجربه‌اي بيشتر، همان شور سال‌هاي دور را در صدايش داشت. شعر ترکي او، مرثيه‌اي براي حضرت رقيه(س) بود؛ دختري که به تعبير شاعر، کودکي‌اش در ميان آتش و اسارت گم شد و نامش براي هميشه در تاريخ ماندگار شد. 

 

پس از او نادر سالک، شاعر نام‌آشناي آييني، فضاي مجلس را با اشعاري به زبان فارسي و ترکي رنگ ديگري بخشيد. واژه‌هايش آرام و سوزناک از مصائب اهل‌بيت(ع) مي‌گفت و حضار را به روزهاي محرم و خرابه شام مي‌برد. 

 

نوبت به محمد رسولي رسيد؛ غزلسراي جواني که سال‌ها شعرهايش مورد توجه و علاقه رهبر شهيد قرار داشت. او ابتدا غزلي در وصف حضرت رقيه(س) خواند؛ شعري که از رنج کودکي در اسارت مي‌گفت. اما آنچه فضاي مجلس را بيش از پيش متأثر کرد، ابياتي بود که در سوگ رهبر شهيد سرود؛ ابياتي که بار ديگر جاي خالي مردي اهل شعر و ادب را در ذهن حاضران زنده کرد. 

 

در ادامه، علي حنيفه، شاعر نام‌آشناي زنجاني، پشت تريبون ايستاد. سال‌ها از روزي گذشته بود که جواني کم‌سن‌وسال، شعري در وصف حضرت زهرا(س) در حضور رهبر خوانده بود. امروز اما همان شاعر با محاسني سپيد و چهره‌اي که گذر سال‌ها را روايت مي‌کرد، پيش از شعرخواني، خاطره آن ديدار را مرور کرد و سپس مرثيه‌اي در وصف سيدالشهدا(ع) خواند؛ مرثيه‌اي که رنگ و بوي تجربه و اخلاص داشت. 

 

احمد بابايي نيز از ديگر شاعران اين شب بود. صداي او با روضه حضرت رقيه(س) گره خورد؛ آنجا که از آغوش گرفتن سر بريده امام حسين(ع) توسط دختر سه‌ساله کربلا گفت. واژه‌ها آرام ادا مي‌شد، اما اثرشان بر دل‌ها عميق بود و بسياري از حاضران بي‌اختيار اشک مي‌ريختند. 

 

در ميان شعرها، نوبت به سخنراني ميزبان مراسم رسيد. حجت‌الاسلام سيدکاظم زعفرانچيلر، عضو شوراي اسلامي شهر تبريز، سخنانش را با ياد حضرت رقيه(س) آغاز کرد و گفت: امشب همه به ياد کودکي گرد هم آمده‌اند که تاريخ او را نه با تعداد سال‌هاي عمر، بلکه با عمق مظلوميتش مي‌شناسد. 

او، حضرت رقيه(س) را شهيده‌اي بي‌همتا در واقعه عاشورا توصيف کرد و افزود: اگر ديگر شهيدان کربلا با شمشير و نيزه به شهادت رسيدند، حضرت رقيه(س) از شدت اندوه و داغ پدر جان سپرد؛ مظلوميتي که در تاريخ نمونه‌اي کم‌نظير دارد. 

زعفرانچيلر، حضرت رقيه(س) را زبان گوياي همه کودکان مظلوم جهان دانست و گفت: از خرابه شام تا غزه، يمن و هر سرزميني که کودکان با صداي انفجار از خواب مي‌پرند، نام رقيه(س) همچنان زنده است. رقيه تنها نام يک دختر نيست، بلکه وجدان بيدار بشريت است. 

وي با تاکيد بر جايگاه شعر آييني، اظهار کرد: شعر اهل‌بيت(ع) صرفا يک هنر نيست، بلکه رسالتي تاريخي براي حفظ حافظه شيعه است؛ رسالتي که هر شاعر با سرودن مرثيه، بار ديگر با حقيقت عاشورا تجديد پيمان مي‌کند. 

 

سخنان او با اين جمله به پايان رسيد که «تا عاشورا زنده است، ظلم هرگز احساس پيروزي نخواهد کرد»؛ جمله‌اي که با تکبير و صلوات حاضران همراه شد. 

 

در بخش ديگري از مراسم، از دومين مجموعه شعر «ريحانه‌الحسين(ع)» رونمايي شد؛ مجموعه‌اي که آثار شاعران آييني اين کنگره را در خود جاي داده است. 

 

اما پايان برنامه اي که به همت سازمان فرهنگي اجتماعي ورزشي شهرداري تبريز، با همراهي شوراي اسلامي شهر و نهادهاي فرهنگي و مذهبي و با همدلي شهروندان سوگوار و متدين تبريز برگزار شد، بيش از آنکه پايان يک مراسم باشد، آغاز روضه‌اي ديگر بود. حاج بهرام عراقي‌زاده و حاج مهدي قرباني با نواي مرثيه، مجلس را به اوج احساس رساندند.

 

شعرها ديگر تنها خوانده نمي‌شد؛ زمزمه مي‌شد، گريسته مي‌شد و در ميان هق‌هق آرام حاضران امتداد پيدا مي‌کرد.

 

وقتي آخرين نواي مداحي در شبستان پيچيد، بسياري هنوز بر جاي خود مانده بودند. گويي کسي دلش نمي‌آمد از خرابه شام دل بکند. شبي که با شعر آغاز شده بود، با اشک به پايان رسيد؛ اشکي که نشان مي‌داد قرن‌ها پس از عاشورا، نام رقيه(س) هنوز مي‌تواند دل‌ها را بلرزاند و شعر، همچنان يکي از رساترين زبان‌هاي روايت کربلاست.

کلیدواژه ها:
احساس خود را نسب به این خبر در قالب یکی از شکلک ها بیان کنید:
Happy sad wonder fear Hate angri
ارسال نظر
نام: 
پست الکترونیک:
نظر : 
سوال امنیتی : 
? 4 + 7

  آخرین اخبار
مهلت تحويل آثار ششمين جشنواره موسيقي موغام تمديد شد
قطع همکاري با ربيعي/ جواد نکونام سرمربي تراکتور شد
اتوبان 7 کيلومتري ولايت تا سه ماه آينده به کرکج مي‌رسد
محلات حوزه شهرداري منطقه 2 صاحب خدمات رفاهي مضاعف مي‌شوند
احداث 6 حلقه چاه جذبي جديد در منطقه 7تبريز آغاز شد
محلات حوزه شهرداري منطقه 2 صاحب خدمات رفاهي مضاعف مي‌شوند
سرمست: توسعه توليد و زيرساخت، مسير آذربايجان شرقي براي جبران عقب‌ماندگي‌هاست
پروژه‌هاي عمراني استان در شرايط جنگي بدون توقف ادامه دارد
پوريا اشتري، شاعر، مترجم و هنرمند تبريزي به ابديت پيوست
زمان شارژ کالابرگ مرداد 1405 اعلام شد/ مبلغ کدام دهک‌ها افزايش يافت؟
  پربازدیدترین اخبار
محلات حوزه شهرداري منطقه 2 صاحب خدمات رفاهي مضاعف مي‌شوند
قطع همکاري با ربيعي/ جواد نکونام سرمربي تراکتور شد
اتوبان 7 کيلومتري ولايت تا سه ماه آينده به کرکج مي‌رسد
مهلت تحويل آثار ششمين جشنواره موسيقي موغام تمديد شد
احداث 6 حلقه چاه جذبي جديد در منطقه 7تبريز آغاز شد
محلات حوزه شهرداري منطقه 2 صاحب خدمات رفاهي مضاعف مي‌شوند
اولين بازي تراکتور با تماشاگر برگزار مي‌شود
انتصاب شش فرمانده عالي‌رتبه در ستاد کل نيروهاي مسلح، سپاه پاسداران و بسيج مستضعفين
طرح گراميداشت هزارمين سال مقبرة‌الشعرا به تصويب رسيد
بيش از 29 هزار ليتر بنزين يارانه‌اي قاچاق در تبريز کشف و ضبط شد
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب گاه محفوظ است.