احرار: رسانهها و روابط عموميها، دو رکن اساسي در فرآيند اطلاعرساني، آگاهيبخشي و ارتباط مؤثر با افکار عمومي هستند؛ دو مجموعهاي که نه در تقابل، بلکه در تکميل يکديگر معنا پيدا ميکنند. هرجا تعامل و همافزايي ميان اين دو تقويت شده، نتيجه آن افزايش اعتماد عمومي، شفافيت بيشتر و ارتقاي سرمايه اجتماعي بوده است.
رسانهها و روابط عموميها، دو رکن اساسي در فرآيند اطلاعرساني، آگاهيبخشي و ارتباط مؤثر با افکار عمومي هستند؛ دو مجموعهاي که نه در تقابل، بلکه در تکميل يکديگر معنا پيدا ميکنند. هرجا تعامل و همافزايي ميان اين دو تقويت شده، نتيجه آن افزايش اعتماد عمومي، شفافيت بيشتر و ارتقاي سرمايه اجتماعي بوده است.
امروز کشور درگير يک جنگ ترکيبي و رواني گسترده است؛ فضايي که دشمنان تلاش ميکنند با توليد شايعه، بزرگنمايي مشکلات و تزريق نااميدي، روحيه جامعه را هدف قرار دهند. در چنين شرايطي، رسانهها و روابط عموميها بايد در کنار هم و در خط مقدم جهاد تبيين، اميدآفريني و روايت خدمات و اقدامات مسئولان قرار گيرند. حذف رسانهها از ميدان ارتباطات، دقيقاً برخلاف نياز امروز جامعه و منافع عمومي است.
متأسفانه آنچه در همايش اخير روابط عموميهاي استان آذربايجان شرقي رخ داد، نه نشانه تعامل و همافزايي، بلکه نمادي از حذف، بياعتنايي و ناديده گرفتن جايگاه رسانه و تشکلهاي رسانهاي استان بود. اينکه در همايشي با محوريت روابط عمومي، نه تنها از رسانهها براي حضور و پوشش برنامه دعوت نشود، بلکه حتي تشکلهاي رسانهاي نيز عملاً به حاشيه رانده شوند، پرسشهاي جدي و قابل تأملي را ايجاد ميکند
.بيترديد ناديده گرفتن رسانهها و فعالان اين عرصه و تشکل هاي رسانه اي در برنامههايي که ماهيتاً با حوزه ارتباطات و افکار عمومي مرتبط هستند، رويکردي سازنده و قابل دفاع نيست. چنين تصميماتي نهتنها موجب تضعيف روحيه تعامل ميشود، بلکه اين شائبه را ايجاد ميکند که برخي به دنبال ترسيم مرز و ايجاد تقابل ميان رسانه و روابط عمومي هستند؛ در حالي که منافع عمومي، توسعه ارتباطات و افزايش اعتماد اجتماعي، در گرو همکاري اين دو نهاد تأثيرگذار است.
چگونه ميتوان از تعامل، ارتباط مؤثر و اقناع افکار عمومي سخن گفت، اما رسانهها را از مهمترين رويداد حوزه ارتباطات کنار گذاشت؟ آيا ميتوان بدون حضور رسانه، از شفافيت، اميدآفريني و اعتمادسازي سخن به ميان آورد؟
واقعيت اين است که برخي هنوز به رسانه، نه به عنوان يک ظرفيت و شريک اجتماعي، بلکه به چشم يک مزاحم يا منتقد ناخواسته نگاه ميکنند؛ نگاهي که نتيجه آن، فاصله گرفتن از افکار عمومي و تضعيف سرمايه اجتماعي خواهد بود. رسانه مستقل، حرفهاي ، دغدغهمند و منتقد تهديد نيست؛ بلکه بازوي توانمند روابط عمومي وحلقه اتصال مردم و مسئولان است.
تشکلهاي رسانهاي استان نيز بخشي از بدنه رسمي، حرفهاي و قانوني حوزه ارتباطات هستند و ناديده گرفتن آنان در برنامههايي با ماهيت رسانهاي و ارتباطي، قابل توجيه نيست. اگر قراراست از تعامل سخن گفته شود، اين تعامل بايد در عمل ديده شود، نه فقط در شعارها و سخنرانيها.
امروز بيش از هر زمان ديگري، ضرورت دارد نگاههاي جزيرهاي، محفلي و سليقهاي در حوزه ارتباطات کنار گذاشته شود. رسانه و روابط عمومي اگر در کنار هم قرار گيرند، ميتوانند اميد، اعتماد و آرامش را به جامعه تزريق کنند؛ اما اگر ميان اين دو ديوار بياعتمادي کشيده شود،
نتيجهاي جز تضعيف جريان اطلاعرساني و افزايش فاصله ميان مردم و مسئولان نخواهد داشت.
اکنون زمان حذف و حاشيهسازي نيست؛ زمان همدلي، تعامل و استفاده از همه ظرفيتهاي رسانهاي براي تقويت روحيه مردم و روايت صادقانه خدمات نظام و مسئولان است. بيترديد، آينده ارتباطات موفق در استان و کشور، نه در حذف و حاشيهسازي، بلکه در تعامل، همدلي و همکاري ميان رسانه و روابط عمومي رقم خواهد خورد.