در تاريخ انقلاب اسلامي، کمتر نهادي را ميتوان يافت که همچون بازار، همزمان در سه عرصه اقتصاد، فرهنگ و سياست، نقشي ماندگار و چندلايه ايفا کرده باشد
در تاريخ انقلاب اسلامي، کمتر نهادي را ميتوان يافت که همچون بازار، همزمان در سه عرصه اقتصاد، فرهنگ و سياست، نقشي ماندگار و چندلايه ايفا کرده باشد. بازار، نه صرفاً محل دادوستد، بلکع نهادي ريشهدار در سنت ايراني اسلامي است، جايي که اخلاق، اعتماد، دينداري و مسئوليت اجتماعي، در کنار مهارت اقتصادي، هويتي متمايز شکل دادهاند.
در دوران دفاع مقدس، بازار به سنگر دوم جبهه تبديل شد. بازاريان، با تأمين اقلام مورد نياز رزمندگان، مشارکت در کاروانهاي کمک مردمي، و حتي تقديم فرزندان خود به ميدان نبرد، نقش بيبديلي در پايداري جبههها ايفا کردند. شهادت هزاران تن از اصناف و بازاريان، سندي است بر اين وفاداري بيچشمداشت.
اما نقش بازار به گذشته محدود نميشود. در دهههاي پس از جنگ، بازاريان در حفظ ثبات اقتصادي، تأمين نيازهاي مردم در شرايط تحريم، و مشارکت در برنامههاي فرهنگي و ارزشي، همواره در کنار نظام ايستادهاند. حتي در بزنگاههاي اعتراضي يا انتقادي، صداي بازار نه صداي تقابل، که صداي دغدغهمندي و هشدار دلسوزانه بوده است، هشداري براي حفظ سرمايه اجتماعي، اعتماد عمومي و پيوند مردم با حاکميت.
تحليل جايگاه بازار در منظومه جمهوري اسلامي، نيازمند نگاهي فراتر از رويکردهاي صرفاً اقتصادي يا امنيتي است. بازار، حافظه زنده انقلاب است، نهادي که اگر ديده نشود، شنيده نشود و در تصميمسازيها مشارکت داده نشود، نهتنها خود آسيب ميبيند، بلکه بخشي از سرمايه نمادين نظام نيز تضعيف خواهد شد.
امروز، بيش از هر زمان، نيازمند بازخواني نقش تاريخي بازار و بازتعريف جايگاه آن در حکمراني اقتصادي و فرهنگي هستيم. چرا که بازار، اگر احساس کند شنيده ميشود، همچنان آماده است تا در کنار مردم و نظام، بار ديگر نقش تاريخي خود را ايفا کند.
انتهاي پيام