1395/03/28 - 16 : 1
کد خبر: 13221
شريعتي! پرچمي از پرچم هاي انقلاب-
احرارخبر: يکي از مخاطبان «احرار» در آستانه سالگرد شهادت دکتر شريعتي يادداشتي درباره تعارض ها پيرامون دکترشريعتي ارسال کرده است تحت عنوان «شريعتي! پرچمي از پرچم هاي انقلاب».

يکي از مخاطبان  «احرار» در آستانه سالگرد شهادت دکتر شريعتي يادداشتي درباره تعارض ها پيرامون دکتر ارسال کرده است تحت عنوان «شريعتي! پرچمي از پرچم هاي انقلاب».
متن کامل اين يادداشت  از اين قرار است:
تا کنون از شريعتي بسيار گفته شده است. از ضعف ها و قوت ها. از خوبي ها و بدي هايش.
اما امروز در سالروز شهادت گونه اين معلم شهيد، وقتي داشتم در سايت رهبري به دنبال نظر ايشان مي گشتم اين جمله مرا مجذوب خويش ساخت:

“مطهري و طالقاني و شريعتي در اين انقلاب، حکم پرچم را داشتند. هميشه بودند. تا آخر بودند. چشم و دل «مردم» (و نه خواص) از آنها پر است. و اين هميشه بودن و با مردم بودن، چيز کمي نيست.”

براستي چرا در طول اين 39سال برخي آنقدر شيفته شريعتي شده اند که پا از گليم بيرون نهاده اند و آنقدر برزگش مي کنند و عده اي ديگر از آن سو آنقدر پيش مي روند که او را نه تنها يک مسلم نمي دانند که عامل تمام انحرافات از زمان خودش به بعد مي دانند.

سال ??، دوست عزيز و پژوهشگر و محقق شهير شهرمان و نويسنده دو کتاب ارزشمند گفتمان مصباح و مشروعيت آسماني در همان سال ابتدايي انتشار هفته نامه شهرسبز مطلبي را منشتر نمود تحت عنوان “شريعتي، ضعف ها و قوت ها” که نگاهي اجمالي داشت به نظرات بزرگان نسبت به مرحوم دکتر شريعتي.

اين مقاله که در نوع خود پژوهشي جديد بود، تا حدودي نظرات دوستان ما را که نظرات تندي از اين سو يا آن سو داشتند به حال اعتدال گرايش داد.

آن چه اکنون مي خواهم بدان بپردازم نگرشي ديگر است از سويي ديگر بر احوالات دکتر شريعتي که شايد کمتر کسي به آن پرداخته باشد.

چند سال پيش در چاپ جديد کتاب “نهضت امام خميني” نوشته “حجت الاسلام سيد حميد روحاني” به مطلبي برخوردم که برايم جالب و در خور تامل بود. ايشان نگاشته بود که وقتي امام پيام تسليت درگذشت مرحوم شريعتي را دادند در آن پيام به جاي کلمه رحلت از کلمه فقدان استفاده کرده بود. و در جواب کساني که از ايشان سئوال کردند فرمودند که اگر مي دانستم شريعتي مسلم بود برايش از کلمه ارتحال يا رحلت استفاده مي کنم.

لازم به ذکر است که جناب روحاني در مقدمه همين در چاپ سوم که در شهريور سال ?? به چاپ رسيده است با ذکر نام معلم شهيد دکتر علي شريعتي از شريعتي ياد مي کند که بايد از ايشان سئوال کرد چطور ناگهان اين واقعه پس از اين همه سال به ياد شما آمد؟ اميدوارم اين مورخ برجسته، سئوال اين جوان ناپخته را جواب گويد.

اين در حالي است که امام خامنه اي در پاسخ يه سئوال انتشارات رواق در مورد جلال آل احمد به اين مسئله نيز اشاره مي فرمايند: ” آل‌احمد کسي نبود که بنشيند و مسلمانش کنند. براي مسلماني او همان چيزهايي لازم بود که شريعتي را مسلمان کرده بود. ”

و امام موسي صدر بر پيکر شريعتي نماز مي گزارد او را کفن مي کند و به در زينبيه سوريه به خاک مي سپارد.

در همين اثنا در دوران اصلاحات در حالي که عده اي شريعتي را در حد پيغمبر گونگي بالا مي بردند، عده اي نيز او را به ساواکي بودن متهم ساختند.

مقام معظم رهبري نيز در اين زمينه تذکر مي دهند که: ”

به گزارش خبرآنلاين، مدتي قبل چاپ ششم کتاب «جريانها و سازمانهاي مذهبي – سياسي ايران» نوشته رسول جعفريان از سوي مرکز اسناد انقلاب اسلامي منتشر و روانه بازار نشر شد.

در پاورقي چند صفحه از کتاب، نظرات رهبر انقلاب درباره مرحوم شريعتي منعکس شده است که اختصاصا براي نويسنده کتاب ارسال شده و مطالبي است که رهبر معظم انقلاب هنگام مطالعه چاپ سوم در حاشيه کتاب نگاشته اند. رسول جعفريان در چاپ ششم اين کتاب ضمن انجام اصلاحات و افزودن مطالب جديد، نظرات آيت الله خامنه اي را نيز در پاورقي کتاب افزوده است.

در اين کتاب و در خصوص «نامه نگاري شريعتي به ساواک و نوع تعامل وي با رژيم شاه»، نويسنده دو نظر را مطرح مي کند: نخست نظر سيد حميد روحاني که دکتر شريعتي را عامل رژيم معرفي مي کند. دوم کساني که شريعتي را عامل رژيم نمي دانند اما معتقدند که شريعتي و رژيم شاه در چند حوزه از جمله در برخورد با مسائل اجتماعي، روحانيت، مارکسيسم و …، داراي وحدت نظر و همسويي فکري بوده اند.

در اين زمينه رهبري با هر دو نظر فوق مخالفت مي کنند و بر نظري تاکيد مي کنند که مطابق آن، نامه نگاري به ساواک و انتخاب محتواي خاص در اين نامه ها، يک تاکتيک به قصد فريب دستگاه حکومت شاه تلقي مي شود.

مقام معظم رهبري در اين باره مي نويسند: «به نظر من و با شناختي که از دکتر داشتم، وي تلاش کرد تا از وجود نقاط مشترک خود با دستگاه مانند ضديت با مارکسيسم و انتقاد از روحانيت استفاده کند و ساواک را درباره خود به طمع بيندازد و در واقع آنها را فريب دهد و موفق شد. شاکله او با نوکري ساواک سازگار نبود. حداکثر اين بود که وي اهل خطر کردن در مبارزه با دستگاه نبود و مايل بود در حاشيه عرصه مبارزه قرار داشته باشد… در سال ?? که من از زندان آمدم و همه به ديدن من مي آمدند، او به منزل من نيامد و براي ديدار من منزل جواني از دوستان مشترکمان را معين کرد و چند ساعتي با هم بوديم (آن جوان فرحبخش بود که به من و دکتر ابراز ارادت مي کرد).»

دومين موضوعي که در اين کتاب از حاشيه نويسي هاي رهبري منعکس شده است، مربوط به قضاوت تند و همراه با سوءظني است که نسبت به دکتر شريعتي در نامه استاد شهيد مطهري به حضرت امام خميني(ره) در سال ?? آمده است. بسياري از افراد طرح اين مواضع از سوي استاد مطهري را از سر عصبانيت تلقي کرده بودند و برخي نيز آن را به دشمن شناسي ايشان مربوط مي دانند.

در اين زمينه هم نظر رهبري متفاوت است و در هر حال قضاوت شهيد مطهري درباره شريعتي را نمي پسندند. ايشان در اين زمينه مي نويسند: «نظرات مرحوم شهيد مطهري درباره شريعتي – چه در آغاز آشنائيشان که تا دو سه سال از وي به نحو شگفت آوري ستايش مي کرد و چه در سالهاي بعد که از او به نحو شگفت آوري مذمت مي فرمود – غالبا مبالغه آميز … بود. در همين مطالبي که ايشان به امام مرقوم داشته، نشانه هاي بزرگنمايي آشکار است. برخي ديگر از دوستان ما از جمله مرحوم شهيد بهشتي نيز همين نظر را در باره اظهارات شهيد مطهري داشتند.» (پاورقي صفحه ??? کتاب)”

تا اين جا گمان مي کنم در مورد نظرات ديگران و تهمت ها و اغراق ها کفايت کند.

اما چرا شريعتي در نوشته ها و گفتمانش گاه راه هاي متفاوت و متناقضي را مي رفت.

آن چه بنده در کتاب هاي دکتر شريعتي ديدم ديدگاه هاي متفاوتي بود از جريانات فکري متفاوتي که دکتر در برهه هاي زماني مختلف با آن ها در ارتباط بوده است و از اين نظر نقطه نظرات مثبت آن جريانات را گرفته و در خود خود اين ظرفيت را بوجود آورده بود که آن ها را با يکديگر به تعامل رساند. از جمله جرياناتي که در کتب شريعتي ديده مي شود را مي توان موارد زير اشاره کرد: ?-جريان تفکيک( اين جريان فکري عقيدتي که خواستگاه آن حوزه علميه مشهد بوده است و بسياري از علماي مشهد داراي اين انديشه بودند. تفکيکيون در جريان انقلاب از جريانات بسيار موثري در مشهد بودند. از جمله رهبران و بزرگان اين انديشه پس از شيخ مجتبي قزويني و شيخ مهدي اصفهاني مي توان به آيت الله سيد جعفر سيدان و علامه محمدرضا حکيمي دانست. اين جريان معتقدند که بايستي بين انديشه هاي الهي که قرآن است و تفکرات بشري فلسفي تفکيک قائل شد. چرا که وحي خارج از اشتباه است ولي انديشه هاي بشري جايگاه اشتباه دارند، پس نمي توان صددرصد به آن ها اعتماد نمود.) ?-جريان فکري دکتر محمد نخشب( دکتر شريعتي مدتي عضو حزب سوسياليت هاي خداپرست بود که دکتر نخشب راه اندازي کرده بود. دکتر نخشب التقاطي بين اسلام و سوسساليسم بوجود آورد. او در جريان نهضت ملي حزب مردم ايران يکي از احزاب بزرگ و فراگير و مهم در پيروزي اين نهضت را داشت. بعد از شکست نهضت ملي راهي ايالات متحده آمريکا شد. دکتر نخشب با اعتقاد به اکثر اعتقادات اصيل اسلامي و شيعي و تنها با تعبير سوسياليستي عدالت راه جديدي را باز کرد. پيروان او در داخل کشور کم نبودند. اين تعبير سوسياليستي از عدالت در آثار بسياري از بزرگان ديني حتي گاه در آثار شهيد مطهري نيز ديده مي شود. اين شايد به دليل اين بود که آن زمان مارکسيسم با همين تعبير در جامعه خودنمايي مي کرد. البته اين مسئله در انديشه هاي شريعتي بسيار زياد ديده مي شود تا جايي که ابوذر را سوسياليستي خداپرست مي داند. همچنين معتقد است که از ديدگاه شيعه عدالت همان سوسياليسم است. مسئله اي که مرحوم شهيد رابع آيت الله سيد محمدباقر صدر در دو کتاب اقتصادنا و فلسفتنا به آن جواب مي دهد.)?- ليبراليسم ( اين انديشه در کتب و ديدگاه هاي شريعتي نيز در جايگاه غير مادي و اقتصادي به وفور خود را نشان مي دهد که حاصل سالهاي حضور در اروپا و نزديکي با محافل روشنفکري غرب است. اين نکته نيز لازم است که برخي از بزرگان همچون مرحوم آيت الله طالقاني، شهيد بهشتي، مرحوم مهندس بازرگان و … به اين امر متهم هستند. و نزديکي شريعتي به خصوص بعد از بازگشت به ايران با نهضت آزادي و برخي از اشخاص باعث اين مسئله شده است.)

اين سه جريان فکري متفاوت و گاه معارض با هم باعث شد تا تفکرات شريعتي در عين منظم و زيبايي نظم گاه دچار پراکنده گويي عقيدتي گردد. هرچند در ذهن شريعتي اين پراکندگي عقيدتي نبوده است. که اگر مي بود نمي توانست به اين زيبايي سخن بگويد. آن مشخص است اين که شريعتي مردي بود به قول مرحوم شهيد آيت الله بهشتي “جستجوگري در مسير شدن” و از اين رو در پي حقيقت به هر چه مي رسيد چنگ ميزد تا آنچه را از ديدگاه و منطق خود مثبت و قابل هضم مي ديد مي گرفت. و اين نشان از آزدگي اوست. نه بمانند برخي افراد طرفدار يه جريان شده باشند و خود را از ديگر جريانات فکري بي نياز سازند.

محمدمهدي اسدزاده

کلیدواژه ها:
ارسال نظر
نام: 
پست الکترونیک:
نظر : 
سوال امنیتی : 
? 3 + 2

  آخرین اخبار
تاج: يکي از بازي تيم‌هاي ملي را در تبريز برگزار مي‌کنيم
برپايي اولين نمايشگاه فروش آثار نقاشي در تبريز
مصدوميت دومين مدافع تراکتور پيش از آغاز ليگ/ آغاسي هفته‌هاي اول ليگ را از دست داد
دوچرخه‎ سواري بانوان، قانوني يا غير قانوني؟
اطفاء حريق در مراتع منطقه حفاظت شده «ياي قاري» در شهرستان سراب
عاليشاه در دوراهي
قرار نيست در سال 2018 معجزه‌اي در تبريز اتفاق بيفتد
سازمان تأمين اجتماعي با کمبود منابع مواجه است
مرند قطب توليد زردآلو در آذربايجان‌شرقي با 44 هزار تن محصول توليدي
پزشکيان: تعويض مکرر مديران چاره کار نيست، هزينه است
  پربازدیدترین اخبار
پزشکيان: تعويض مکرر مديران چاره کار نيست، هزينه است
مرند قطب توليد زردآلو در آذربايجان‌شرقي با 44 هزار تن محصول توليدي
سازمان تأمين اجتماعي با کمبود منابع مواجه است
قرار نيست در سال 2018 معجزه‌اي در تبريز اتفاق بيفتد
عاليشاه در دوراهي
اطفاء حريق در مراتع منطقه حفاظت شده «ياي قاري» در شهرستان سراب
مصدوميت دومين مدافع تراکتور پيش از آغاز ليگ/ آغاسي هفته‌هاي اول ليگ را از دست داد
دوچرخه‎ سواري بانوان، قانوني يا غير قانوني؟
برپايي اولين نمايشگاه فروش آثار نقاشي در تبريز
تاج: يکي از بازي تيم‌هاي ملي را در تبريز برگزار مي‌کنيم
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب گاه محفوظ است.